اسد الله معطوفى

414

سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )

از رهى بر مرا كه در تو رسم * اى بسوى در تو راه همه خسرو از تو پناه مىجويد * اى پناه من و اى پناه همه گرد نعلين ره روان رهست * شرف قيمتى كلاه همه ب : همه كار و بار جهان هيچ نيست * مدار زمين و زمان هيچ نيست به صد جا كمر بستمى بنده سان * چه حاصل كه اندر ميان هيچ نيست بهاران سرسبز و خرم خوشست * چو دارند رو در خزان هيچ نيست پ : اى نور دو ديده جهان افروزم * رفتى و ز هجر تو سيه شد روزم گوئى من و تو دو شمع بوديم بهم * كايام ترا بكشت و من مىسوزم ت : بلبلى خون دلى خورد و گلى حاصل كرد * باد حسرت بصدش خار پريشان دل كرد قره العين من آن مونس دل يادش باد * كه خود آسان بشد و كار مرا مشكل كرد آه و فرياد كه از چشم حسود مه چرخ * در لحد ماه كمان ابروى من منزل كرد د : اى لطف تو دستگير هر ناكس و كس * من هيچ ندارم و تو را دارم و بس روزى كه جزاى عمل خلق دهند * يارب تو بفضل خود به فريادم رس ر : اى خاك منور تو چه طالع دارى * هرجا كه پرى رخيست تو دربر دارى شيران جهان سير شدند در عالم * تو سير نمىشوى چه بر سر دارى ز : يك تك‌بيت هم بر روى تعدادى از سنگ مزارها ديده مىشود كه بعد از هر دعائى آن‌را حك كرده‌اند : حشر او را با رسول كن يا رب * اين دعا را قبول كن يا رب مورد شاخصى كه بايد در پايان اين بخش ذكر گردد آن است كه بر روى هيچ سنگ يا كتيبه‌اى در سراسر اين خطه ، حتى يك مورد شعر و سروده عربى ديده نشده است .